شوری بی شعور، به نفع دشمنان نظام

:: شوری بی شعور، به نفع دشمنان نظام

 

ماجرای حمله به سفارت ها در کشور ما تاریخی به وسعت تمام عمر انقلاب اسلامی دارد. سرآغاز این ماجرا حمله به سفارت آمریکا در سال 1359 بود. ماجرایی که به عنوان انقلاب دوم از آن یاد می شود. ماجرایی که باعث از هم پاشیدنِ به حق رابطه سیاسی دو دولت جمهوری اسلامی ایران و ایالت متحده آمریکا شد. ماجرایی که در آن برهه از انقلاب یکی از ملزومات درست و بهانه ای مناسب برای این ماجرا بود. اما بعد از گذر سال های متوالی از رشد و نمو انقلاب این اتفاق دیگر رخ نداد تا سال های فتنه و ماجرای سفارت انگلستان که در اقدامی منجبر به کم رنگ و قطع شدن روابط با انگلیس شد. ماجرای ترور شیخ نمر از روحانیون مبارز شیعه در کشور عربستان، بهانۀ دیگری بود تا این بار به کشور عربستان و سفارت‌خانۀ آن در ایران تجاوز شود.

تجاوزی که منجر به تسخیر سفارت و آتش سوزی در داخل آن و خسارت هایی شد. به گفتۀ شاهدان عینی حاضر در محل سفارت عربستان، عده ای با کوکتل ملوتوف و مواد آتش‌زا به سفارت حمله می کردند. عده‌ای با سرعت و مهارت از دیوارهای آن بالا می رفتند. این تجاوز و حمله ها تا جایی ادامه پیدا کرد که دفتر کار سفیر هم مورد تجاوز قرار گرفت و بعد از آن وسایل سفارت هم تخریب شد. این اقدام‌ها در حالی صورت گرفت که هیچ مجوز و برنامه‌ریزی رسمی برای برگزاری تحصن هم صورت نگرفته بود. نکتۀ جالب تر این ماجرا این است که کلیه برنامه‌ریزی‌ها برای روزهای بعد بود.

این که دولت ها در روند اجرایشان دچار اشتباهات، ظلم و تجاوز هم شوند دلیلی برای تجاوز به حریم‌شان نمی شود. از نظر قوانین بین‌المللی سفارت‌خانه هر کشور در کشور مهمان به منزله خاک و سرزمین‌اش حساب می شود و تمام قوانین کشورشان در زمین سفارت خانه پابرجاست.

کم کاری نیروهای امنیتی و نظامی در برقراری امنیت در کنار سفارت عربستان یکی از عواملی است که باعث شد تا معترضین بتوانند وارد فضای سفارتخانه شوند. بدیهی است در این بین نمی‌توان از کم کاری نیروهای نظامی هم غافل شد که باعث چنین پیشامدی شدند. به گفتی برخی از حاضران در صحنه ورود به سفارت، درب های سفارت که عموما دارای درصد امنیت بالایی هستند به آسانی باز شدند و اعضای سفارت خانه نیز آن را کاملا تخلیه کرده بودند. با توجه به کنار هم گذاشتن این پازل ها می توان به نتایج ناخوشایندی رسید. حال در این بین این سوال مطرح می شود، شور فاقد شعوری که باعث تسخیر و تخریب سفارت خانه عربستان سعودی بود، به دنبال چه بود؟ امروز که کشورهای عربی مانند بحرین و سودان و امارات متحده عربی روابط شان را با کشور ما قطع و یا به سطوح پایین تعامل دیپلماتیک رسانده اند.

این که نظام جمهوری اسلامی به خاطر اقدام احساسی عده ای که نه می توان گفت از دانشجویان و نه حزب اللهی ها و نه حتی خانواده جانباختگان فاجعۀ منا هستند منجر به چنین ضرری شد را می توان چگونه توجیه کرد؟ این در حالی است که نظام باید از نظر اقتصادی هم به دردسر بیفتد، جدا از هزینه های سیاسی در سطح بین الملل برای هر کدام از این آسیب ها هم باید غرامت های چنینی و چنان پرداخت شود.

این سفارت خانه در روزهایی که در فاجعۀ منا چند صد تن از هم وطنان مان به شهادت رسیدند شاهد این روزها نبود، اما بعد از اعدام روحانی شیعه به این روز افتاد. این که تسخیر سفارت خانه امتیاز و یا احساس خوبی برای عده ای دارد می تواند عواقب ناخوشایندی برای کشورمان در حوزه سیاست داخلی و بین‌المللی داشته باشد. این در حالی است که تاکید رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت و داشتن رویه مسالمت آمیز به خصوص در مورد کشور های غیر مسلمان(و نه متجاوز و اشغال‌گر) است.

 غیر از این که حضرت آقا در خطبه های نمازجمعه سال 67 به عنوان، مسئول دولتی، امام جمعه و روحانی در مورد تجاوز به سفارت خانه ها صحبت کردند. ایشان در این خطبه ها به طور صریح می فرمایند که «به سفارت‌خانه‌ها نزدیک نشوید، من الان نزد شما شهادت می دهم که این کار قطعا و قطعا به ضرر اسلام و مسلمین و جمهوری اسلامی است.»

رهبری در ادامه حتی هشدار به حضور عوامل نفوذی دشمن در بین تحصن کنندگان می دهند و می فرمایند ممکن است این عوامل نفوذی از دیوارها بالا بروند و به اسم مردم دست به تخریب هایی بزنند. البته همه این موارد جرم است و اگر کسی آگاهانه این کار را بکن خیانت کرده است.

با این نگاه رهبری و عدم رضایت ایشان از چنین اقدام هایی می توان به این نتیجه رسید که این اقدام از طرف نیروهای مذهبی و حزب اللهی ها قابل دفاع نیست و حتی دفاع از حریم سفارت خانه در مواقع این چنینی دور از انتظار نیست. این که در مقابل سیاست های کشوری و یا در مورد موضوعی خاص اعتراض شود و احساسات درست و صادقانه خرج می شود، ‌یک اقدام مثبت و نشان از پویایی ملت و جوانان آن است، اما در مجموع وقتی همه گزینه‌ها را از غرامت، کاهش وجهۀ کشور در نظام سیاسی بین‌الملل و مهمتر از همه نارضایتی رهبری در چنین اقداماتی وجود دارد، کنار هم بگذاریم؛ چنین اقدامی صرفا آب در آسیاب دشمن است.

 

منبع : اندَر زِنامهشوری بی شعور، به نفع دشمنان نظام
برچسب ها : سفارت ,کشور ,خانه ,تجاوز ,چنین ,انقلاب ,سفارت خانه ,جمهوری اسلامی ,عوامل نفوذی ,کاری نیروهای ,مورد تجاوز

دغدغه های انقلابی یک کارگردان

:: دغدغه های انقلابی یک کارگردان

 

فیلم ابراهیم حاتمی کیا در حالی در جشنواره فیلم فجر اکران شد که از مدت های قبل رسانه ها و بعضا عوامل فیلم در مورد آن اظهار نظر کرده بودند. وجه اشتراک همه صحبت ها و نظرها تفاوت این اثر در فرم و ساختارش بود. در این بین عده ای هم به وجوه اشتراک محتوایی آن با فیلم آژانس اشاره کرده بودند. با این که موضوع این مطلب به فیلم و بررسی چگونگی ساخت و محتوای آن به طورخاص ارتباط ندارد، اما به نظر می رسد گفتن کلیاتی از فیلم خالی از لطف نباشد. خلاصه داستان در مورد ماجرایی یکی از فرماندهان حفاظت از شخصیت های سیاسی نظام است که به دلایلی ترجیح می دهد دیگر محافظ شخصیت های سیاسی نباشد و به همین دلیل به بخش حفاظت از شخصیت های علمی منتقل می شود و محافظ یکی از متخصصین در سازمان انرژی اتمی می شود.

فارغ از بازی های بسیار خوب بازیگران این فیلم، از پرویز پرستویی و مریلا زارعی گرفته تا بابک حمیدیان و کارگردانی استادانه حاتمی کیا؛ این فیلم دارای نکات قابل تاملی است. نکاتی که نمی توان آن را نادیده گرفت. مکالمات(دیالوگ) شخصیت های فیلم به گونه‌ای است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. مکالمه‌هایی که همه‌اش از دغدغه و آرمان های کارگردان است که می‌خواهد با مخاطبش از آن‌ها حرف بزند.  حاتمی کیا در این فیلم به نرمی و با آرامش نکته هایش را می گوید، حرف هایی که از انقلابی بودن و دغدغه هایش نشات می گیرد. حرف هایی که یک نسل اولی انقلاب و پایدار به آرمان‌هایش می‌گوید. انتقادی که به وضعیت اجتماعی و نگاه به جوانان دارد؛ از فضایی که در بین مدارس و جوان ها حاکم شده و کم توجهی ای که به این نسل می شود. حاتمی کیا با نشان دادن پارکی در نزدیکی مدرسه دخترانه و توزیع آزادانه مواد مخدر در بین دانش آموزان و اعتراض نکردن مردم به این روند و نگاه مسئولانه بازیگر اول فیلم با عصبانیت به این موضوع می پردازد.

استفاده از حیدر خیبری و حیدر موتوری و قیاس این دو را می توان یکی دیگر از مواردی دانست که دغدغۀ یک رزمندۀ انقلابی است. آن هایی که دوره جنگ را درک کرده اند، می دانند که بعد از جنگ چه اتفاق هایی برای رزمندگان پیش آمده است. چند دستگی بعد از جنگ، چند دستگی هایی که شاید آن قدر فاصله ایجاد کرده بود که حتی عده ای از این دوستان دیروز دشمنان امروز شدند و... چند دستگی که باعث شد تا رزمنده ها و نسل جنگ نتوانند آن چیزی را که باید به نسل های بعد انتقال دهند.

کارگردان از سیاست بازی و بازی های سیاسی هم می گوید از سیاست مدارانی که طی این سی و اندی سال بعد از پیروز انقلاب اسلامی تولید شده اند و در مقابل در ازای هر چند میلیون تنها چند دانشمند هسته ای وجود دارد. کارگردان در بخش هایی از فیلم محکم و با اقتدار و منتقدانه بر سیاست زدگی بخش های دولتی نظام می کوبد. این بخش از فیلم را دیگر نمی توان صرفا دغدغه انقلابی دانست. این بخش دغدغه ای است که خیلی از اقشار مردمی دارند و انتقادی همه گیر است.

به نظر نگارنده، حرف های انقلابی کارگردان در این اثر آنقدر زیاد است که می توان آنها را در قالب چند یادداشت شفاهی از دغدغه های نویسنده تدوین کرد. با اینکه این فیلم پر متن و پر دیالوگ نیست، اما توانسته به خوبی محتوایش را منتقل کند.

با اوصافی که از این فیلم نوشته شد، یکی از موارد تامل برانگیز در مورد فیلم استقبال مردمی از آن است. با این تعاریف به نظر می رسد که استقبال های مردمی نباید از این فیلم جدی باشد اما، واکنش ها به این فیلم چیز دیگری بود. استقبال مردمی از این فیلم در سینماهای محل اکران و حتی حاضرین در کاخ جشنواره فیلم فجر(برج میلاد) بسیار دیدنی بود، طوری که ساعت ها برای دیدن فیلم صف انتظار تشکیل شده بود. با این که عده ای از منتقدین معتقدند که اسم حاتمی کیا و بعضا بازی های جذاب بازیگران این فیلم تاثیر زیادی در دیده شدن این اثر دارد، اما نمی توان موضوع این فیلم را از عوامل توجه مخاطب به این اثر ندانست.

 

منبع : اندَر زِنامهدغدغه های انقلابی یک کارگردان
برچسب ها : فیلم ,دغدغه ,هایی ,انقلابی ,کارگردان ,توان ,استقبال مردمی ,کرده بودند ,جشنواره فیلم

دیدار گوارایتان

:: دیدار گوارایتان

 این که عضو تشکلی باشیم که خاص باشد حس و حال خاصی هم دارد. این که این تشکل، تنها تشکلی باشد که حضرت آقا در آن نماینده مستقیم و منصوب خودشان را دارند، کمی حال و هوای آدم را بهتر می‌کند. این که سردوشی «نجات غریقی»(1) را حضرت آقا خودشان روی دوش‌مان نصب کنند رسما افتخار می‌آورد.

تشکلی که یکی از برنامه‌های سالیانه‌اش دیدار با رهبر و مقتدای مسلمانان جهان است. اعضای چنین تشکلی حق دارند که سر برآورند و با افتخار به خودشان و تشکل‌شان ببالند. صد البته همه این‌ها بار مسئولیت بر دوش آن‌ها را سنگین‌تر هم می‌کند. مسئولیتی که با سر دوشی آقا محکم‌تر هم شده است.

جایگاه دیدار رهبری برای بچه‌های انجمن اسلامی در هر دوره‌ای مطلع تجدید قوا و فراگیری فرمان فرماندۀ اعظم است. بدیهی است که در غیر از دیدارهای اختصاصی هم اعضا گوش به فرمان هستند و در مسیر قدم بر می‌دارند و خود را با اهداف و فرمان‌ها هماهنگ می‌کنند. اما ماجرای دیدار اختصاصی کاملا فرق می‌کند. دیدار اختصاصی همان مصداق فرمان برداری مستقیم است، امری که مستقیم ابلاغ می‌شود.

این دیدارها حال و هوای خاصی دارند، حال و هوایی خواستنی و شیرین هم برای مخاطبان هم برای شخص حضرت آقا. تا پیش از امروز، اول اردیبهشت‌ماه 1395، آخرین دیداری که بچه‌های انجمن اسلامی به‌طور اختصاصی با حضرت آقا داشتند؛ در اردیبهشت سال 89 بود. همایش به یاد ماندنی «وصال جانان» همان همایشی که شعرِ معروفِ: ابن الحسن فدایت، ای چشمه هدایت/ ایران ما ز نامت، دارد عطر ولایت/ روز وصل جانان، هنگام بیعت ماست/.... را تا همین روزها برای بچه‌ها ماندگار کرد.

اصولا اهل نصیحت کردن و یا از این دست صحبت‌ها نیستم، اما به عنوان کسی که با احتساب دورۀ دانش‌آموزی‌ام حدودا 14 سال با کم و زیادش، داعیه‌دار بچه انجمنی بودن دارم. از عضو تشکل و رئیس انجمن مدرسه تا هیئت مرکزی(چیزی شبیه قرارگاه فعلی) تا سردبیری نشریه آینده‌سازان و... را در کارنامه‌ام دارم؛ عمیقا معتقدم حضور در این دیدارها توفیقی است که روزی هرکس نمی‌شود؛ برادر عزیزم، خواهر ارجمندم قدر بدانید این دیدار را.

این دیدار صرف یک دیدار حضوری با رهبر کشور و یا عالی‌ترین مقام مملکتی نیست. دیدار با نائب امام زمان(عج) و ولی مطلق است. این دیدار به راحتی روزی هر کس نمی‌شود، اما اگر روزی کسی شود شیرینی‌اش بر جانش می‌ماند و در عین حال وظیفه‌اش را سنگین‌تر می‌کند.

شیرینی دیدار گوارایتان

حق مدد

(1)   اشاره به صحبت‌های آقا در دیدار با دانش‌آموزان انجمن‌های اسلامی در اردیبهشت 86 :« [شما] باید برای خود، نقش نجات غریق قائل باشد.»


پ.ن: این متن به عنوان یادداشت سردبیر در ویژه نامه؛ «بهار وصل»(ویژه دیدار اعضای اتحادیه های انجمن های اسلامی دانش آموزان با حضرت آقا) منتشر شد.

منبع : اندَر زِنامهدیدار گوارایتان
برچسب ها : حضرت ,اسلامی ,اختصاصی ,انجمن ,می‌کند ,تشکلی ,دیدار گوارایتان ,دیدار اختصاصی ,انجمن اسلامی ,بچه‌های انجمن ,بچه‌های انجمن اسلامی

انقلابی‌ها زیر ساتور حقوقدان‌ها

:: انقلابی‌ها زیر ساتور حقوقدان‌ها

دهۀ فجر و برگزاری جشنواره فجر در این دهه باید نوید بخش تولید آثار انقلابی و ارزشی برای نظام باشد. اما این امر فقط روی کاغذ و در سخنرانی های مسئولین وجود دارد. دیروز در یک خبر عجیب و شوک آور بادیگارد، ساختۀ ابراهیم حاتمی کیا از سه دسته بندی نامزدی در بهترین فیلم، بهترین فیلم نامه و بهترین کارگردان حذف شد. این در حالی است که نتایج آرا در سینماهای مردمی تا روز هفتم برگزاری بعد از به ثبات رسیدن در روزهای قبلش چیز دیگری می گوید. مجموع آرا در هفت روز برگزاری جشنواره و اکران مردمی، به ترتیب حروف الفبا پنج فیلم «ابد و یک روز» اولین ساخته سعید روستایی، «اژدها وارد می شود» به کارگردانی مانی حقیقی، «ایستاده در غبار» ساخته محمد حسین مهدویان، «بادیگارد» فیلم ابراهیم حاتمی کیا و «بارکد» ساخته مصطفی کیایی را در فهرست بهترین فیلم های منتخب از نگاه تماشاگران قرار داده است.

حذف فیلم حاتمی کیا در سه بخش تضاد آشکار هیئت داوران و نگاه های مردمی است. این فیلم به اذعان بسیاری از سایر آثار نامزد شده در این بخش ها یک سر و گردن بالاتر است. فیلمنامه قصه گو و جذاب و کارگردانی صحنه های اکشن و هیجان انگیز که به شدت مورد استقبال مردم در سینما ها و البته منتقدین و اهالی رسانه در کاخ جشنواره قرار گرفتند. اما ظاهراً از نگاه داوران متخصص فیلمسازی چندان اهمیتی نداشته و نخواستند که ببینند. اگر چه پیش بینی می شد که ابراهیم حاتمی کیا از آن جهت که به جای تشکرهای متظاهرانه از مدیران سینمایی زبان به گلایه نسبت به رویکرد فرهنگی جشنواره و دولت باز کرده است مورد بی توجهی و بی مهری برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر قرار گیرد. اما واکنش این چنینی کمی دور از انتظار بود. این حذف از طرف سیستم برگزاری جشنواره به وضوح نشان دهنده میزان و آستانه انتقاد پذیری سیستم دولت، به عنوان برگزار کننده اصلی جشنواره است. این واکنش سرهنگی به یک اثر هنری تنها گوشه ای از مصداق های نگاه انتقاد پذیر دولت تدبیر و امید است. انتقاد کننده هایی که در هر دوره لقبی داشتند، این بار بریده می‌شوند. نکته جالب در مورد این موضوع واکنش هایی دیگران است. مثلا مسعود فراستی با توجه به این که یکی از منتقدین به داستان و روایت فیلم در روزهای قبل بوده است و معتقد بود می شد فیلم نامه و روایت داستان بهتر شود بعد از شنیدن خبر حذف شدن بادیگارد از این سه بخش، در برنامه هفت گفت: حق مسلم بادیگارد نامزدی در بخش جایزه بهترین کارگردانی بود، اصلا برایم قابل تصور هم نیست که چنین حقی نادیده گرفته شود. به نظر من به طور واضح حق او را داوری خوردند.

منوچهر محمدی تهیه کننده فیلم «امکان مینا» هم در واکنش به این اقدام، به خبرگزاری فارس، گفته است: دولتمردان آستانه تحمل خود را به اندازه ابراهیم حاتمی‌کیا و انتقاداتش بالا ببرند و نخواهند که او سطح اعتقاداتش را اندازه خواسته آنها پایین بیاورد. «بادیگارد» حاتمی‌کیا جزو آن دسته از آثاری است که می‌توانم برای دیدنش با زن و بچه‌ام به سینما بروم. از طرف دیگر اسامی برخی از نامزد ها در بخش های مختلف گزینه ای را در ذهن پررنگ می کند که ظاهراً سطح رفاقت فیلمسازان با برخی از اعضای هیئت داوران بیش از توان فنی فیلم ها بر روی نامزد ها و جوایز اثر گذار بوده و سرنوشت دریافت کنندگان سیمرغ های امسال جشنواره را رقم زده است.

در پایان یک سوال مهم مطرح می شود اگر قرار باشد در جشنواره ای که با عنوان مقدس فجر انقلاب اسلامی در ایام پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می شود، آثار انقلابی با نگاه انقلابی حذف شوند پس در کدام جشنواره ها باید از چنین آثار تقدیر و قدردانی شود و انتظار تولید چنین آثاری در سینمای ایران از دیگران داشت؟ 

این مطلب با تغییر تیتر در اینجا منتشر شده است. 

منبع : اندَر زِنامهانقلابی‌ها زیر ساتور حقوقدان‌ها
برچسب ها : فیلم ,جشنواره ,برگزاری ,واکنش ,حاتمی ,آثار ,برگزاری جشنواره ,ابراهیم حاتمی ,انقلاب اسلامی ,هیئت داوران ,بهترین فیلم

باختِ بازیِ برده

:: باختِ بازیِ برده

  

ماجرای حمله به سفارت ها در کشور ما تاریخی به وسعت تمام عمر انقلاب اسلامی دارد. سرآغاز این ماجرا حمله به سفارت آمریکا در سال 1359 بود. ماجرایی که به عنوان «انقلاب دوم» از آن یاد می شود. ماجرایی که باعث از هم پاشیدنِ به حق رابطه سیاسی دو دولت جمهوری اسلامی ایران و ایالت متحده آمریکا شد. ماجرایی که در آن برهه از انقلاب یکی از ملزومات درست و بهانه ای مناسب برای این ماجرا بود. اما این ماجرا(تسخیر سفارت خانه ها) از جمله مواردی است که تکرار های دیگر آن بعد از آن سال ها مورد تائید کسی نبوده و نیست.

ماجرای اعدام شیخ نمر در عربستان، به عنوان یکی از روحانیون شیعه کشور عربستان در چند روز گذشته باعث حمله به سفارت کشور عربستان سعودی شد. با این که در ماجرای حمله به سفارت، رد پای حضور طرفداران یک مرجع خاص که مشهور به مرجع انگلیسی است دیده می شود؛ اما نمی توان نقش مردم و برخی جریان های سیاسی را هم در این بین ندیده گرفت. شبی که در کنترل غیرقابل باور نیروهای انتظامی و واکنش دور از انتظار نیروهای امنیتی سفارت عربستان تسخیر و بخش هایی از آن در آتش سوخت.

 

سرعتِ کم

اما غیر از نیروهای امنیتی و دخالت عده‌ای تخریب‌گر که منسوب به مرجع خاصی هستند، چه عوامل دیگری را می توان در این جریان مقصر دانست؟ همراهی مردم و مسئولین نظام و مسئولین دولتی یکی از مواردی است که در کشور ما به عنوان یک نقطۀ مثبت می توان از آن یاد کرد. اما این همراهی تا آن جایی است که مردم احساس نکنند که کم‌کاری و سهل‌انگاری در مسیر اتفاق می افتد. یا این که به هر دلیلی واکنش درست،‌ صریح و به حق در مورد موضوعی داده نمی‌شود. ماجرای اعدام شیخ نمر را می توان یکی از این موارد دانست. وقتی واکنش رئیس‌جمهور کشورمان بیش از یک روز بعد از اتفاق اعدام شیخ نمر اتفاق می افتد، در حالی است که در حادثه‌ای شاید غیرمشابه و برای همدردی با مردم فرانسه در مورد حادثه تروریستی پاریس در اولین زمان بعد از حادثه پیغامی از سوی رئیس جمهور و ابراز هم دردی بود.

 

دو سر سوخت

یکی از طبعات دیگر این اقدام(تسخیر و تخریب سفارت) واکنش های دیگر کشورهای عربی بود که هرکدام از آن ها توانست به اندازه خود در کمرنگ کردن ماجرای اعدام شیخ نمر موثر باشد. کاهش و قطع روابط دیپلماتیک چند کشور عربی و آفریقایی، بعد از اقدام کشور عربستان، در ساعت های اول روزهای بعد از تحصن مخالفان هر کدام مانند یک بمب خبری در فضای رسانه ای توان خود را در جهت کم اهمیت و کم رنگ شدن جریان شیخ نمر به کار گرفت.

برخلاف تصور عوامانه و همیشگی که در مورد کشور عربستان و ادعاهای عقب ماندگی شان و از طرف دیگر چسباندن برچسب هایی مانند جوان و بی تجربه بودن دولتمردان این کشور، به نظر می رسد ابتکار عمل و واکنش های مناسب، عالی و بجای این کشور و دولتمردانش در برابر ماجرایی که برای سفارت هربستان در تهران اتفاق افتاد.

عربستانی که با اقدام اعدام شیخ نمر و تعداد دیگری از شیعیان و حتی نوجوانان سیزده ساله به عنوان متهم اصلی این جریان باید شناخته می شد، با واکنش دیر هنگام دولت و حماقت عده‌ای که به تحریک گروه های خاص به سفارتش در جمهوری اسلای آسیب رساندند. در یک بازی باخته توانست برنده از آب در بیاید و حتی واکنش های منفی را به سمت جمهوری اسلامی ایران گسیل کند.

شاید اگر واکنش‌های دولتمردان به خصوص جناب آقای رئیس جمهور کمی زودتر (از نظر زمانی چیزی مانند واکنش به کشتار مردم در پاریس توسط تروریست‌ها بود) اتفاق می افتاد، واکنش های مردمی شکل و رنگ دیگر داشت. جدا از واکنش دیر هنگام آقای رئیس جمهور محتوای پیام ایشان هم امیدواری چندانی را به مخاطب منتقل نمی کند. پیامی که آقای رئیس جمهور در مورد ماجرای شیخ نمر نوشته بود را به راحتی می توان به دو بخش مساوی(اگر نگوییم سهم سفارت خانه بیشتر از شیخِ شهید بود) تقسیم کرد.

دو بخشی که یک قسمت آن به طور کامل به اتفاق هایی که شب قبل از پیام(فردای روز اعدام شیخ نمر) در شهرهای تهران و مشهد در مورد سفارت و کنسولگری کشور عربستان اتفاق افتاده بود، پرداخت.

به نظر می رسد چنین سهل انگاری هایی باعث واکنش هایی می شود که طبعا ضرر آن بیشتر از نفع آن است و می تواند مانند همین نمونه بازی برده ای را که شاید نظام می توانست از آن بهره برداری های به حق و خوبی داشته باشد را از بین ببرد و به اصطلاح بسوزاند.

 

منبع : اندَر زِنامهباختِ بازیِ برده
برچسب ها : واکنش ,سفارت ,کشور ,اتفاق ,توان ,اعدام ,کشور عربستان ,رئیس جمهور ,آقای رئیس ,ماجرای اعدام ,جمهوری اسلامی ,جمهوری اسلامی ایران